X
تبلیغات
تسبیح - محدث نوری و تحریف قرآن

تسبیح

آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است، همه خدا را تسبیح می کنند...


آرای محدث نوری در باب تحريف قرآن و پاسخ‌های مستدل به آن

گروه گزارش: ميرزا «حسين‌بن محمدتقی‌بن علی محمد النوری الطبری» (الطبرسی) معروف به «ميرزای نوری»، در 18 شوال سال 1254 قمری در روستای «يالو»، از توابع نور، در مازندران به دنيا آمد. ميرزای نوری، فقيه امامی، محدث، مفسر و شاعر بود. ارايه آرا وديدگاه‌های متفاوت نسبت به موضوع تحريف قرآن همچنين كربلا از وی چهره‌ای متفاوت در ميان ساير علمای هم عصر خويش ساخته است.

ميرزا حسين نوری از استادان شيخ آقابزرگ تهرانی، شيخ عباس قمی، محمدحسين كاشف‌الغطاء و سيدشرف‌الدين عاملی در حديث بوده است , در ترويج اصول مذهب جعفری و نشر آثار ائمه اطهار(ع) كوشش بسيار كرد. هم‌چنين اين عالم فاضل در عبادت، پرهيزكاری، تقوی و كمالات نفسانی، انسانی نمونه بود.

از آثار وی مستدرك‌الوسائل در فقه (در 3 جلد) است كه به جهت تأليف اين كتاب به ايشان «صاحب مستدرك‌الوسائل» می‌گويند. ميرزای نوری دارای كتابخانه جامع و معتبری بود كه در ايران و عراق نظير آن در كميت و كيفيت يافت نمی‌شد، ولی اين كتابخانه پس از وفات ميرزا به كلی متفرق شد.

نسبت محدث نوری با شيخ فضل‌الله نوری

ايشان پدر همسر شيخ فضل‌الله نوری، عالم مبارز و آگاه دوران مشروطه بود و بسياری از كتب نفيس ميرزا حسين، نزد فرزندان شيخ فضل‌الله نوری ماند. بعدها تعدادی از اين كتب، توسط آيت‌الله بروجردی خريداری و به كتابخانه وی در نجف اشرف منتقل شد.

 

ميرزا حسين نوری هم‌چنين از استادان شيخ آقابزرگ تهرانی، شيخ عباس قمی، محمدحسين كاشف‌الغطاء و سيدشرف‌الدين عاملی در حديث نيز بوده است. ميرزای نوری در ترويج اصول مذهب جعفری و نشر آثار ائمه اطهار(ع) كوشش بسيار كرد. هم‌چنين اين عالم فاضل در عبادت، پرهيزكاری، تقوی و كمالات نفسانی، انسانی نمونه بود.

مطلب ذيل تلاش دارد به بهانه ايام سال‌روز تولد اين محدث نامدار و بزرگوار شيعه به بررسی دلايل محدث نوری در تحريف قرآن و پاسخ‌های ارايه شده به نظرات وی بپردازد.

محدث نوری در دليل دهم در كتاب فصل‌الخطاب می‌گويد: «قرآن در تام مراتبش به يك صورت و بدون تغيير و دگرگونی نازل شده، پس آنچه در وجوه اختلاف در قرائات گفته‌اند، غير از يك وجه كه به صورت ناشناخته و مردد بين آن‌هاست، با آنچه خداوند نازل كرده مطابقت ندارد و اين از تحريف قرآن موجود حكايت می‌كند».

آرای محدث نوری متناقض است

دكتر «جعفر نجارزادگان» نويسنده كتاب «تحريف‌ناپذيری قرآن» در اين كتاب در پاسخ به محدث نوری می‌آورد: تحريف‌گرايی نوعاً با تناقض‌گويی آميخته است؛ از جمله‌ اين تناقض‌ها در ديدگاه محدث نوری وجود دارد و اين دليل وی هم با آنچه كه محدث نوری از دليل چهارم و پنجم می‌گويد متناقض است؛ چون در دليل چهارم قرائت عبدالله بن مسعود و در دليل پنجم قرائت اُبی بن كعب را معتبر و هر دو را از ناحيه‌ خدا می‌داند و می‌گويد: «كيفيت قرائت هر دو مربوط به حقيقت قرآن می‌شود»(نه آن كه در كيفيت ادای كلمات قرآن باشد).

اين در حالی است كه اين دو نفر در قرائت قرآن اختلاف‌های فراوانی دارند و بنا به پندار محدث نوری بايد اين اختلاف‌های فراوان از ناحيه‌ خدا باشد در صورتی كه وی در اين جا می‌گويد: «قرآن در تمام مراتبش به يك صورت از ناحيه‌ خدا نازل شده است» و اين تناقض‌گويی است.

محدث نوری در جايی ديگر(فصل‌الخطاب ص 183) برای اثبات ادعای خود در تحريف قرآن می‌نويسد: خداوند نام جانشينان آخرين پيامبر خود و نيز نام دختر پيامبر، صديقه‌ طاهره را با برخی از صفات و ويژگی‌های آنان در تمام كتاب‌های پيشين ذكر كرده است. اكنون چگونه می‌شود كه نام آنان را در قرآن كه بر تمام كتاب‌های پيشين سيطره و حاكميت دارد و بايد تا روز واپسين به آن تمسك شود، فرو گذاشته باشد؟ بنابراين نام آنان در قرآن بوده ليكن با تحريف ساقط شده است.

در پاسخ به اين ادعا كافی است به فلسفه برتری قرآن بر ساير كتاب‌های آسمانی تمسك شود، مهمترين دليل برتری قرآن بر ساير كتب اديان، تحريف‌ناپذيری آن است بنابراين اگر بنا به اعتقاد محدث نوری نام ائمه از قرآن افتاده باشد پس بايد پذيرفت كه تحريف شده و اگر قايل به تحريف باشيم ديگر برتری برای قرآن نمی‌توان قايل شد.

رد دیدگاه محدث نوری درباره نیامدن نام ائمه در قرآن و تحریف آن

نجارزادگان در همان كتاب در اين باره می‌آورد: اين دليل، ناخواسته خودش را ابطال می‌كند؛ چون اگر به گمان نوری، نام جانشينان پيامبر خدا(ص) در اين كتاب حذف شده باشد، در اين صورت قرآن سمت حاكميت خود را بر كتاب‌های ديگر از دست می‌دهد و نبايد به آن تمسك كرد، بلكه بايد دست كم در اين مورد به كتاب‌های ديگر تمسك شود و آنها هيمنه و سيطره بر قرآن پيدا كنند و اين مخالف صريح خود قرآن است كه می‌فرمايد: وَ أنْزَلْنا إِلَیْكَ الكتابَ بِالحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الكِتابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ... و ما بر تو كتابی به حق فرو فرستاديم كه تصديق كننده هر آنچه كه پيش روی تو از كتاب [های پيشين] است و بر آن هيمنه و سيطره دارد. ( سوره‌ مائده(5)، آيه‌ 4)

يكی از دلايل ديگری كه محدث نوری در تحريف قرآن می‌آورد آن است كه وی پس از بيان اختلاف‌ قراء در ادای كلمات و حروف قرآن می‌گويد: چون قرآن در تمام مراتبش بدون تغيير و اختلاف نازل شده است،[پس چنين نتيجه می‌شود]... مصحف موجود با آن چه كه خداوند به عنوان معجزه نازل كرده، مطابقت ندارد.

 

خود محدث نوری هم می‌گويد: افزودن سوره يا تبديل سوره‌ای از قرآن به سوره‌ ديگر ممتنع است؛ چون خداوند می‌فرمايد وَ إن كُنْتُمْ فی ريبٍ مِمّا نَزَّلْنا علی عَبْدِنا فأتوا بسوره من مثله...؛ اگر در آن چه بر بنده‌ خود نازل كرده‌ايم شك داريد؛ سوره‌ای مانند آن بياوريد...» بلكه افزودن آيه و تبديل آيه‌ای به آيه‌ ديگر نيز امكان‌پذير نيست.

نجارزادگان در اين باره هم معتقد است: اگر اختلاف قراء در ادای كلمات قرآن را به حساب اختلاف در متن خود كلمات بگذاريم و از تفاوت در شكل ادای كلمات با متن آنها چشم‌پوشی كنيم، چگونه می‌توان به اين نتيجه‌ شگفت‌انگيز تن داد و اعجاز قران موجود را ساقط كرد.

در اين صورت سند رسالت باطل شده، تحدی قران لغو می‌شود و بايد بتوان مانند قرآن(را) آورد. آيا اين نوع داوری‌ها با آيات متعدد در زمينه‌ تحدی قرآن مخالف نيست؟ آيا تا كنون كسی توانسته است مانند قرآن بياورد؟

خود محدث نوری هم می‌گويد: افزودن سوره يا تبديل سوره‌ای از قرآن به سوره‌ ديگر ممتنع است؛ چون خداوند می‌فرمايد وَ إن كُنْتُمْ فی ريبٍ مِمّا نَزَّلْنا علی عَبْدِنا فأتوا بسوره من مثله...؛ اگر در آن چه بر بنده‌ خود نازل كرده‌ايم شك داريد؛ سوره‌ای مانند آن بياوريد...» بلكه افزودن آيه و تبديل آيه‌ای به آيه‌ ديگر نيز امكان‌پذير نيست.

به هر حال، شايد همين تناقض‌ها سبب شده است تا محدث نوری در ارايه چنين آرايی تنها باشد.

سوء استفاده سلفی‌ها از مرحوم كلينی

سلفيان بسيار كوشيدند تا قول تحريف قرآن را به ابوجعفر كلينی(صاحب اصول كافی) نسبت دهند، تلاش اين افراد و ديگران، تنها استناد به مضامين احاديث كتاب كافی و يا بهره جستن از عناوين باب‌های آن است كه متاسفانه محدث نوری نيز زمينه را برای اين گروه فراهم كرده و آورده است كه «مرحوم كلينی رواياتی را در كافی، به ويژه در باب «نكت و نتف»، در زمينه‌ تحريف قرآن آورده و متعرض رد و نقد آنها نشده است» و آن را دليل بر اين گرفته است كه كلينی نيز با تحريف موافق است.

در حالی كه بر اهل فن پوشيده نيست كه شيوه كلينی در اصول كافی اين گونه نيست كه روايتی را بياورد و سپس در رد و يا تائيد آن احتجاج كند بلكه احاديث را از قوی به ضعيف نقل كرده و احاديث در باب تحريف نيز از اين قاعده مستثنی نيست. ثانيا همان طور كه مرحوم علامه مجلسی صرفا در پی جمع‌آوری احاديث فارغ از سنديت آن‌ها بوده است و نمی‌توان عنوان كرد كه وی هر چه كه آورده به آن اعتقاد داشته است. مرحوم كلينی نيز مشمول همين قاعده است و نمی‌توان گفت كه هر حديثی كه نقل كرده است به آن معتقد هم بوده است.

دليل سومی هم می‌توان به اين دلايل اضافه كرد و آن اين است كه به فرض اينكه در اصول كافی، رواياتی در تائيد تحريف آمده باشد، روايات معارض و متناقض با آن نيز كم نيستند كه هم از لحاظ كميت بيشترند و هم به لحاظ قوی‌تر بودن سند كه در صورت تطبيق با آيات قرآن، ديدگاه ائمه(ع) طبيعتا احاديثی معتبرند كه با اين موارد تطبيق داشته باشند. ضمن آنكه اجماع علمای اسلام اعم از شيعه و سنی هم معتقد به تحريف‌ناپذيری قرآن هستند.

باور شیخ صدوق درباره تحریف

عده‌ای مانند ناصر قفاری سعی كرده‌اند تا مرحوم شيخ صدوق را نيز در زمره معتقدان به تحريف قرار دهند و در تائيد اين مدعا به اين مضمون معتقدند كه چون شيخ صدوق مصحف حضرت علی(ع) را پذيرفته است بنابراين با وجود مصحف به شكل فعلی در تعارض است.

 

«... اعتقاد ما اين است: قرآنی كه خداوند بر پيامبرش (محمد(ص)) نازل كرده همين قرآن بين دو جلد مرسوم در بين مردم است و [آياتش] بيش از اين نيست...»(كتابخانه الكترونيكی)

اين در حالی است كه خود شيخ صدوق در شيخ ابوجعفر صدوق (م.381هـ.ق) در رساله‌ای كه برای بيان عقايد شيعه نگاشته است، با صراحت باور خود درباره‌ی سلامت قرآن از تحريف را چنين ابراز می‌كند:

«... اعتقاد ما اين است: قرآنی كه خداوند بر پيامبرش (محمد(ص)) نازل كرده همين قرآن بين دو جلد مرسوم در بين مردم است و [آياتش] بيش از اين نيست...»(كتابخانه الكترونيكی)

به هر روی يادآوری اين نكته در پايان اين مقال ضروری است كه برای اثبات سلامت قرآن از تحريف، به آيات قرآن، احاديث معصومان(ع)، شواهد تاريخی و دلايل عقلی استناد شده است كه تنها به ادله عقلی و آيات قرآن در تحريف‌ناپذيری به نقل از كتاب تحريف‌ناپذيری قرآن، تاليف حجت‌الاسلام دكتر فتح‌الله نجارزادگان (محمدی) بسنده می‌شود.

ادله عقلی با پيوند چند مقدمه به شرح زير، سلامت قرآن از تحريف را اثبات می‌كند:

خداوند حكيم قران را برای هدايت بشر فرستاد.

اين كتاب آخرين كتاب آسمانی و آورنده‌ آن نيز آخرين فرستاده‌ خداست.

اگر اين كتاب تحريف شده باشد، كتاب آسمانیِ ديگر و يا پيامبری ديگر راه درست را به مردم نشان نخواهد داد و در اين صورت مردم به بيراهه می‌روند، بدون آن كه تقصيری متوجه آنان باشد.

با ذكر اين ادله نتيجه می‌شود:

قرآن بايد از هر نوع تغيير و تحريفی مصون باشد.

اين دليل به گونه‌های ديگر نيز تقرير شده است.

همچنين آياتی از قرآن به صراحت همه ملحدان و كافران را به مبارزه دعوت می‌كند و خدا را حافظ آن می‌داند، از اين دست هستند؛ اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّكْرَ وَ إنّا لَهُ لَحافِظُونَ؛ ما خودمان ذكر [قرآن] را فرود آورديم و خودمان نگهبان آن هستيم.

إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ. لَا يأتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنَ یَدیِه وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ...؛ و به طور قطع آن كتابی عزيز است، باطل از روبه رو و پشت سر به آن راه نمی‌يابد، فرود آمده‌ای است از ناحيه‌ خداوند حكيم و ستوده.

وَ قالَ اْلرَّسُولُ يا رَبِّ أِنَّ قَوْمِی اْتَّخَذُوا هَذا اْلقُرآنَ مَهْجُوراً؛ و پيغمبر [در روز رستاخير] می‌گويد: ای پروردگار من، قوم من اين قرآن را كنار نهادند. در اين آيه حضرت رسول از اينكه قومش به قرآن كم توجهی و يا بی توجهی كردند شكوه می‌كند و در صورتی اين شكوه محلی از اعراب دارد كه قرآن از دسترس تحريف مصون باشد و گرنه استناد پيامبر(ص) به متنی كه تحريف شده باشد اولا خلاف رسالت ايشان است و ثانيا خلاف عقل.

به قلم علی فرج‌زاه

از ایکنا

 

=============================================================

 

) کتاب "فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب" از آثار حاج شیخ میرزا حسین نوری است. این کتاب را مرحوم حاجی در سال 1292)ه. ق( در نجف اشرف تألیف کرد و در سال 1298 در کشور عراق چاپ شد. این کتاب که در مورد تاریخ تدوین قرآن کریم و اخبار مربوط به آن است، 12 دلیل از اصناف اخبار ضعیف و غیر قابل اعتماد برای اثبات تحریف به نقصان، در قرآن کریم اقامه می کند. بیشترین اتکال مرحوم حاجی در این کتاب اخباری است که در کتاب "انوار النعمانیه" مرحوم سید نعمت الله جزایری آمده است. سید نعمت الله جزایری از اخباریون معروف جهان تشیع می باشد و کتاب "انوار النعمانیه" او حاوی مطالبی عجیب و منحصر به فرد است که معادل آن در دیگر کتب روایی یافت نمی شود. نوشته شدن کتاب "فصل الخطاب" سبب اعتراض عمومی جهان تشیع و نوشتن کتب و مقالات فراوانی در رد آن شد، تا منجر به پیشمانی مرحوم محدث نوری شد.

2) مرحوم محدث نوری در اواخر عمر از نوشتن این کتاب به شدت پشیمان شد. علامه آقا بزرگ تهرانی که خود از شاگران حاجی نوری بوده است می نویسد: استاد ما حاجی در اواخر عمر خویش می گفت: من در نام گذاری کتابم اشتباه کردم و سزاوار بود نام آن را "فصل الخطاب فی عدم تحریف الکتاب" بگذارم، چرا که در آن ثابت می کنم قرآن شریف موجود بین دو جلد که در همه عالم منتشر شده است با تمامی سور و آیات و جملاتش وحی الهی است که هیچگونه تغییر یا تبدیل و زیاده و نقصان از هنگام جمع آوری آن تا به امروز در آن واقع نشده است. من در مواضع متعددی از کتاب به جهت جلوگیری از تیرهای سرزنش و ملامت دیگران در تصریح به عقیده خودم اهمال نمودم، بلکه از روی غفلت برخلاف عقیده خود سخن گفتم.[i]

بزرگان جهان تشیع از صدوق تا فیض کاشانی و دیگران به عدم تحریف قرآن از حیث زیادت و نقصان و هر نوع تحریف لفظی تأکید ورزیده اند و تنها عده معدودی از اخباریون شیعه و محدثین اهل سنت قائل به تحریف شده اند. نظر رسمی جهان شیعه و اهل سنت عدم تحریف قرآن کریم است و تنها کسانی که غرض ورزی می کنند به اقوالی که برای قاطبه علمای فریقین ضعیف و غیرقابل­قبول است، استناد می کنند.

اگر قرار باشد به صرف وجود بعضی از احادیث در باب تحریف قرآن ما تحریف را به تشیع نسبت دهیم، این روایات در کتب اهل سنت، هم به تعداد بیشتری وجود دارد و هم سند آن روایات بر مبنای اهل سنت صحیح تر است و هم متن آن روایات صراحت بیشتری در تحریف دارد.ولی روایات تحریف در کتب شیعه از نظر سند ضعیف­تر و تعداد آنها نیز کم است و از نظر محتوا قابل توجیه هستند. بسیاری از این روایات منظورشان از تحریف قرآن، عمل نکردن مردم به بعضی از دستورات قرآن است، نه اینکه چیزی در قرآن کم و زیاد شده باشد.



[i] الذریعه، ج 16، ص 231

از www.hawzah.net

 

===========================================================

اگر شیعه به تحریف قرآن اعتقاد ندارد‚ به چه دلیل کتاب <فصل‌الخطاب> محدث نوری را که درباره تحریف نوشته شده است‚ نقد نمی‌کنند؟

 

 

 

استاد جعفر سبحانی

 

پاسخ: از روزی که این کتاب منتشر شد‚ گروهی از محققان به نقد این کتاب پرداختند. برخی از آنان عبارتند از:

1. فقیه محقق شیخ محمود فرزند مرحوم شیخ ابوالقاسم معروف به معرّب تهرانی(متوفای 1313ه‍) در نقد آن کتابی در 300 صفحه به نام <کشف‌الا‌رتیاب فی عدم تحریف الکتاب> نوشت و در آن‚ با دلایل روشن عدم تحریف قرآن را ثابت نمود‚ تا آن‌جا که مرحوم محدث نوری پس از مطالعه این کتاب‚ برخی از نظریات خود را تعدیل کرد.
2. سید محمد حسین شهرستانی(متوفای 1315 ه) کتابی ارزشمند در نقد آن نوشت و آن را <حفظ‌الکتاب الشریف عن شبهةالقول بالتحریف> نامید.
3. علا‌مه شیخ محمد جواد بلا‌غی(-1284 1351) مولف کتاب <آلاء‌‌الرحمن> در مقدمه کتاب خود نقدی روشن بر فصل‌الخطاب نوشته است.
4. مرجع شهیر سیدابوالقاسم خویی(-1317 1411ه‍) در کتاب البیان فصلی به نام <صیانةالقرآن عن‌التحریف> دارد و در آن روایات دال بر تحریف را که شیخ نوری گردآوری کرده‚ به نحو احسن ارزیابی نموده است.
5. استاد بزرگوار ما مرحوم آیةاللّه امام خمینی قدس‌سره می‌فرمود: محدث نوری انسانی صالح و اهل تشیع بود‚ ولی علا‌قه فراوانی به گردآوری روایات ضعیف و عجیب و ‌غریب داشت‚ روایاتی که خرد انسان آن را نمی‌پذیرد.

 

در عین حال‚ برای ارزیابی این کتاب باید گفت: روایات ویژه‌ای که در این کتاب آمده و نشان از تحریف دارد‚ خواه به طور کلی تحریف را بیان کند یا مورد خاصی را نام ببرد‚ (1122) حدیث است که (61) روایت آن به طور عام قائل به تحریف است و (1068) روایت آن مورد خاصی را نام می‌برد که در آن تحریف صورت گرفته است.

 

اکثریت قاطع این روایات از کتاب‌هایی گرفته شده که سند و اعتبار ندارند‚ یا نویسنده‌اش مجهول است و یا سند آن قطع شده‚ یا از پایه و اساس جعلی و بی‌اعتبار بوده است.

 

بیشتر این روایات از سه کتاب اخذ شده است:

 

1. کتاب قراءات نگارش احمدبن محمد سیّاری‚ از نویسندگان آل‌طاهر بود. او فردی ضعیف‌الحدیث‚ فاسدالمذهب‚ کثیرالا‌رسال معرفی شده است. (1)
2. کتاب علی‌بن احمد کوفی(متوفی352 ه‍( که رجالیون‚ او را کذاب و باطل‌گرا معرفی کرده‌اند.
نجاشی‚‌ رجال شناس شیعه در حق او می‌گوید: وی کوفی و از آل ابی‌طالب است و در آخر زندگی‚ راه غلو را پیش گرفت. مذهب او فاسد شد و کتاب‌های زیادی نوشت. اکثر آنها آکنده از خطا و اشتباه است. سپس می‌گوید: غالیان برای این مرد‚ منزلت عظیمی قائلند. (2)
3. تفسیر علی‌بن ابراهیم قمی‚ این تفسیر هرچند به نام او معروف شده است‚ ولی همه آن تالیف او نیست. بخشی به قلم او و بخشی به قلم ابی‌الجارود است که شاگرد علی‌بن ابراهیم آن را ضمیمه ساخته است.

 

شگفت اینجاست که راوی این کتاب که خود را شاگرد علی‌بن ابراهیم معرفی می‌کند و نامش ابوالفضل عباس‌بن محمدبن علوی است‚ ناشناخته است و در کتاب‌های رجال معرفی نشده است. از این جهت بر چنین تفسیری نمی‌توان اعتماد کرد. (3)

 

آنچه از این گونه کتاب‌ها نقل شده مجموعاً هشتصدو پانزده حدیث است. تنها سیصدو هفت روایت باقی می‌ماند که بیشتر آنها صدو هفت روایت به اختلا‌ف در قرائت‌ها باز می‌گردد‚ و به مساله تحریف ربطی ندارد و بقیه آنها(دویست روایت) را از کتاب‌های معتبر نقل کرده که همگی به خوبی قابل توجیه هستند یا اصلا‌ دلا‌لتی بر تحریف ندارند و ایشان به اصرار آنها را در ادله اثبات تحریف گنجانده است.

 

علا‌قه‌مندان به شناخت واقعیت این روایات به کتاب <صیانةالقرآن من التحریف> نگارش مرحوم آیةاللّه معرفت مراجعه فرمایند.

 

 

 

 

 

1. فهرست شیخ طوسی‚ ص 47‚ شماره 70; رجال نجاشی: 1 / 211‚ شماره 190
2. رجال نجاشی /2 96 شماره 689
3. در ارزیابی تفسیر قمی به کتاب کلیات فی علم‌الرجال -329 340 مراجعه فرمایید.

از فطرت

============================================================

 

 


مهمات: محدث نوری و تحریف قرآن, محدث نوری و شیخ فضل الله نوری, محدث نوری, دلایل تحریف قرآن, آیا قرآن تحریف شده است
+ زمان درج مطلب در وبنوشت تسبیح  دوشنبه دوم اردیبهشت 1392ساعت 20:29  می باشد.  سبحه  | 

 
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل